シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 666 対句 1 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۶۶۶

  1. چمن جز عشق تو کاری ندارد وگر دارد چو من باری ندارد

G666:1

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 چمن جز عشق تو کاری ندارد·وگر دارد چو من باری ندارد
  2. 2 چه بی‌ذوقست آن کش عشق نبود·چه مرده‌ست آن که او یاری ندارد
  3. 3 به غیر قوت تن قوتی ننوشد·بجز دنیا سمن زاری ندارد
  4. 4 هر آنک ترک خر گوید ز مستی·غم پالان و افساری ندارد
  5. 5 ز خر رست و روان شد پابرهنه·به گلزاری که آن خاری ندارد
  6. 6 چه غم دارد که خر رفت و رسن برد·بر او خر چو مقداری ندارد
  7. 7 مشو غره به ازرق پوش گردون·که اندر زیر ایزاری ندارد
  8. 8 درافکن فتنه دیگر در این شهر·که دور عشق هنجاری ندارد
  9. 9 بدران پرده‌ها را زانک عاشق·ز بی‌شرمی غم و عاری ندارد
  10. 10 بزن آتش در این گفت و در آن کس·که در گفت تو اقراری ندارد

ganjoor: sh666 · public domain