シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 692 対句 5 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۶۹۲

  1. آخر چه وفا کند بنایی کاستون ویست پاره‌ای باد

G692:5

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 رفتیم بقیه را بقا باد·لابد برود هر آنک او زاد
  2. 2 پنگان فلک ندید هرگز·طشتی که ز بام درنیفتاد
  3. 3 چندین مدوید کاندر این خاک·شاگرد همان شدست کاستاد
  4. 4 ای خوب مناز کاندر آن گور·بس شیرینست لا چو فرهاد
  5. 5 آخر چه وفا کند بنایی·کاستون ویست پاره‌ای باد
  6. 6 گر بد بودیم بد ببردیم·ور نیک بدیم یادتان باد
  7. 7 گر اوحد دهر خویش باشی·امروز روان شوی چو آحاد
  8. 8 تنها ماندن اگر نخواهی·از طاعت و خیر ساز اولاد
  9. 9 آن رشته نور غیب باقیست·کانست لباب روح اوتاد
  10. 10 آن جوهر عشق کان خلاصه‌ست·آن باقی ماند تا به آباد
  11. 11 این ریگ روان چو بی‌قرارست·شکل دگر افکنند بنیاد
  12. 12 چون کشتی نوحم اندر این خشک·کان طوفانست ختم میعاد
  13. 13 زان خانه نوح کشتیی بود·کز غیب بدید موج مرصاد
  14. 14 خفتیم میانه خموشان·کز حد بردیم بانگ و فریاد

ganjoor: sh692 · public domain