シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 696 対句 4 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۶۹۶

  1. می‌گوید دست جام بخشش ما بدهیمش اگر ندارد

G696:4

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 بیچاره کسی که زر ندارد·وز معدن زر خبر ندارد
  2. 2 بیچاره دلی که ماند بی‌تو·طوطیست ولی شکر ندارد
  3. 3 دارد هنر و هزار دولت·افسوس که آن دگر ندارد
  4. 4 می‌گوید دست جام بخشش·ما بدهیمش اگر ندارد
  5. 5 بر وی ریزییم آب حیوان·گر آب بر آن جگر ندارد
  6. 6 بی برگان را دهیم برگی·زان برگ که شاخ تر ندارد
  7. 7 آن‌ها که ز ما خبر ندارند·گویند دعا اثر ندارد
  8. 8 نزدیک آمد که دیده بخشیم·آن را که به ما نظر ندارد
  9. 9 خاموش که مشکلات جان را·جز دست خدای برندارد

ganjoor: sh696 · public domain