シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 698 対句 9 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۶۹۸

  1. مانند خیال تو ندیدم بوسه دهد و دهان ندارد

G698:9

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 آن کس که ز تو نشان ندارد·گر خورشیدست آن ندارد
  2. 2 ما بر در و بام عشق حیران·آن بام که نردبان ندارد
  3. 3 دل چون چنگست و عشق زخمه·پس دل به چه دل فغان ندارد
  4. 4 امروز فغان عاشقان را·بشنو که تو را زیان ندارد
  5. 5 هر ذره پر از فغان و ناله‌ست·اما چه کند زبان ندارد
  6. 6 رقص است زبان ذره زیرا·جز رقص دگر بیان ندارد
  7. 7 هر سو نگران تست دل‌ها·وان سو که توی گمان ندارد
  8. 8 این عالم را کرانه‌ای هست·عشق من و تو کران ندارد
  9. 9 مانند خیال تو ندیدم·بوسه دهد و دهان ندارد
  10. 10 ماننده غمزه‌ات ندیدم·تیر اندازد کمان ندارد
  11. 11 دادی کمری که بر میان بند·طفل دل من میان ندارد
  12. 12 گفتی که به سوی ما روان شو·بی لطف تو جان روان ندارد

ganjoor: sh698 · public domain