シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 705 対句 10 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۷۰۵

  1. زد عکس صبوری تو بر کوه تسکین زمین و متکا شد

G705:10

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 ای کز تو همه جفا وفا شد·آن عهد و وفای تو کجا شد
  2. 2 با روی تو سور شد عزاها·بی روی تو سورها عزا شد
  3. 3 شد بی‌قدمت سرا خرابه·باز از تو خرابه‌ها سرا شد
  4. 4 از دعوت تو فنا شود هست·وز هجر تو هست‌ها فنا شد
  5. 5 ای کشته مرا به جرم آنک·از من راضی به جان چرا شد
  6. 6 آن تخم عطای تست در جان·کو را کف دست باسخا شد
  7. 7 اعنات مهیجست جان را·ور نی ز چه روی جان گدا شد
  8. 8 گر عاشق داد نیست جودت·پس جان ز چه عاشق دعا شد
  9. 9 زد پرتو ساقییت بر ابر·کز عکس تو ابرها سقا شد
  10. 10 زد عکس صبوری تو بر کوه·تسکین زمین و متکا شد
  11. 11 زد عکس بلندی تو بر چرخ·معنی تو صورت سما شد
  12. 12 از حسن تو خاک هم خبر یافت·شد یوسف خوب و دلربا شد
  13. 13 از گفت بدار چنگ کز وی·بی گفت تو فهم بانوا شد

ganjoor: sh705 · public domain