シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 724 対句 3 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۷۲۴

  1. عقلست چراغ ماجراها آن جا هش و عقل از کجا بود

G724:3

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 گر مایهٔ دهر جان فزا بود·زیرا که در او پری ما بود
  2. 2 مر پریان را ز حیرت او·هر گوشه مقال و ماجرا بود
  3. 3 عقلست چراغ ماجراها·آن جا هش و عقل از کجا بود
  4. 4 در صرصر عشق عقل پشه‌ست·آن جا چه مجال عقل‌ها بود
  5. 5 از احمد پا کشید جبریل·از سدره سفر چو ماورا بود
  6. 6 گفتا که بسوزم ار بیایم·کان سو همه عشق بد ولا بود
  7. 7 تعظیم و مواصلت دو ضدند·در فسحت وصل آن هبا بود
  8. 8 آن جا لیلی شدست مجنون·زیرا که جنون هزار تا بود
  9. 9 آن جا حسنی نقاب بگشود·پیراهن حسن‌ها قبا بود
  10. 10 یوسف در عشق بد زلیخا·نی زهره و چنگ و نی نوا بود
  11. 11 وان نافخ صور مانده بی‌روح·کان جا جز روح دوست لا بود
  12. 12 در بحر گریخت این مقالات·زیرا هنگام آشنا بود

ganjoor: sh724 · public domain