シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 732 対句 5 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۷۳۲

  1. دیدم آن جا پیرمردی طرفه‌ای روحانیی چشم او چون طشت خون و موی او چون شیر بود

G732:5

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 دی میان عاشقان ساقی و مطرب میر بود·در هم افتادیم زیرا زور گیراگیر بود
  2. 2 عقل باتدبیر آمد در میان جوش ما·در چنان آتش چه جای عقل یا تدبیر بود
  3. 3 در شکار بی‌دلان صد دیده جان دام بود·وز کمان عشق پران صد هزاران تیر بود
  4. 4 آهوی می‌تاخت آن جا بر مثال اژدها·بر شمار خاک شیران پیش او نخجیر بود
  5. 5 دیدم آن جا پیرمردی طرفه‌ای روحانیی·چشم او چون طشت خون و موی او چون شیر بود
  6. 6 دیدم آن آهو به ناگه جانب آن پیر تاخت·چرخ‌ها از هم جدا شد گوییا تزویر بود
  7. 7 کاسه خورشید و مه از عربده درهم شکست·چونک ساغرهای مستان نیک باتوفیر بود
  8. 8 روح قدسی را بپرسیدم از آن احوال گفت·بیخودم من می‌ندانم فتنه آن پیر بود
  9. 9 شمس تبریزی تو دانی حالت مستان خویش·بی دل و دستم خداوندا اگر تقصیر بود

ganjoor: sh732 · public domain