シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 735 対句 6 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۷۳۵

  1. روز پیروزی و دولت در شب ما درج بود شب ز اخوان صفا ناگه چنین روزی بزاد

G735:6

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 دوش آمد پیل ما را باز هندستان به یاد·پرده شب می‌درید او از جنون تا بامداد
  2. 2 دوش ساغرهای ساقی جمله مالامال بود·ای که تا روز قیامت عمر ما چون دوش باد
  3. 3 باده‌ها در جوش از او و عقل‌ها بی‌هوش از او·جزو و کل و خار و گل از روی خوبش باد شاد
  4. 4 بانگ نوشانوش مستان تا فلک بررفته بود·بر کف ما باده بود و در سر ما بود باد
  5. 5 در فلک افتاده ز ایشان صد هزاران غلغله·در سجود افتاده آن جا صد هزاران کیقباد
  6. 6 روز پیروزی و دولت در شب ما درج بود·شب ز اخوان صفا ناگه چنین روزی بزاد
  7. 7 موج زد دریا نشانی یافت زین شب آسمان·آن نشان را از تفاخر بر سر و رو می‌نهاد
  8. 8 هر چه ناسوتی ز ظلمت راه‌ها را بسته بود·نور لاهوتی ز رحمت بسته‌ها را می‌گشاد
  9. 9 کی بماند زان هوا اشکال حسی برقرار·چون بماند برقرار آن کس که یابد این مراد
  10. 10 عمر را از سر بگیرید ای مسلمانان که یار·نیستان را هست کرد و عاشقان را داد داد
  11. 11 یار ما افتادگان را زین سپس معذور داشت·زان که هر جا کوست ساقی کس نماند بر سداد
  12. 12 جوش دریای عنایت ای مسلمانان شکست·طمطراق اجتهاد و بارنامه اعتقاد
  13. 13 آن عنایت شه صلاح الدین بود کو یوسفیست·هم عزیز مصر باید مشتریش اندر مزاد

ganjoor: sh735 · public domain