シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 741 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · G741 · 11 対句
غزل شمارهٔ ۷۴۱
各対句のページで、その翻訳、解説、難解語を読めます。
- G741:1 پنج در چه فایده چون هجر را شش تو کندخون بدان شد دل که طالب خون دل را بو کند
- G741:2 چنگ را در عشق او از بهر آن آموختمکس نداند حالت من ناله من او کند
- G741:3 ای به هر سویی دویده کار تو یک سو نشدآنک در شش سو نگنجد کار او یک سو کند
- G741:4 شیر آهو میدراند شیر ما بس نادرستنقش آهو را بگیرد دردمد آهو کند
- G741:5 باطنت را لاله سازد ظاهرت را ارغوانیک دمت سازد قزلبک یک دمت صارو کند
- G741:6 موج آن دریا مجو کو را مدد از جو بودآن بجو کز نور جان دو پیه را دو جو کند
- G741:7 خوش قمررویی کز این غم میگدازد چون هلالخوش شکرخویی که با آن شکرستان خو کند
- G741:8 آهنی کو موم شد بهر قبول مهر عشقخاک را عنبر کند او سنگ را لؤلؤ کند
- G741:9 دل کباب و خون دیده پیشکش پیشش برمگر تقاضای شراب و یخنی و طرغو کند
- G741:10 لکلک آن حق شناسد ملک را لکلک کندفاخته محجوب باشد لاجرم کوکو کند
- G741:11 آب و روغن کم کن و خامش چو روغن میگدازخرم آن کاندر غم آن روی تن چون مو کند
ganjoor: sh741 · public domain