シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 741› 対句 2 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۷۴۱
- چنگ را در عشق او از بهر آن آموختم کس نداند حالت من ناله من او کند
G741:2
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 پنج در چه فایده چون هجر را شش تو کند·خون بدان شد دل که طالب خون دل را بو کند
- 2 چنگ را در عشق او از بهر آن آموختم·کس نداند حالت من ناله من او کند
- 3 ای به هر سویی دویده کار تو یک سو نشد·آنک در شش سو نگنجد کار او یک سو کند
- 4 شیر آهو میدراند شیر ما بس نادرست·نقش آهو را بگیرد دردمد آهو کند
- 5 باطنت را لاله سازد ظاهرت را ارغوان·یک دمت سازد قزلبک یک دمت صارو کند
- 6 موج آن دریا مجو کو را مدد از جو بود·آن بجو کز نور جان دو پیه را دو جو کند
- 7 خوش قمررویی کز این غم میگدازد چون هلال·خوش شکرخویی که با آن شکرستان خو کند
- 8 آهنی کو موم شد بهر قبول مهر عشق·خاک را عنبر کند او سنگ را لؤلؤ کند
- 9 دل کباب و خون دیده پیشکش پیشش برم·گر تقاضای شراب و یخنی و طرغو کند
- 10 لکلک آن حق شناسد ملک را لکلک کند·فاخته محجوب باشد لاجرم کوکو کند
- 11 آب و روغن کم کن و خامش چو روغن میگداز·خرم آن کاندر غم آن روی تن چون مو کند
ganjoor: sh741 · public domain