シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 755› 対句 3 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۷۵۵
- شاه ما از جان ما هم دور و هم نزدیک بود جان ما با شاه ما نزدیک و دوراندیش بود
G755:3
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 شاه ما از جمله شاهان پیش بود و بیش بود·زانک شاهنشاه ما هم شاه و هم درویش بود
- 2 شاه ما از پرده برجان چو خود را جلوه کرد·جان ما بیخویش شد زیرا که شه بیخویش بود
- 3 شاه ما از جان ما هم دور و هم نزدیک بود·جان ما با شاه ما نزدیک و دوراندیش بود
- 4 صاف او بیدرد بود و راحتش بیدرد بود·گلشن بیخار بود و نوش او بینیش بود
- 5 یک صفت از لطف شه آن جا که پرده برگرفت·آب و آتش صلح کرد و گرگ دایه میش بود
- 6 جان مطلق شد ز نورش صورتی کو جان نداشت·گشت قربان رهش آن کس که او بدکیش بود
- 7 نیست میگفتیم اندر هست گفت آری بیا·هست شد عالم از او موقوف یک آریش بود
ganjoor: sh755 · public domain