シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 76› 対句 13 ← 前へ
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۷۶
- خامش کن تا هر کس در گوش نیارد این خود کیست که دریابد او خیر و شر ما را
G76:13
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 آخر بشنید آن مه آه سحر ما را·تا حشر دگر آمد امشب حشر ما را
- 2 چون چرخ زند آن مه در سینه من گویم·ای دور قمر بنگر دور قمر ما را
- 3 کو رستم دستان تا دستان بنماییمش·کو یوسف تا بیند خوبی و فر ما را
- 4 تو لقمه شیرین شو در خدمت قند او·لقمه نتوان کردن کان شکر ما را
- 5 ما را کرمش خواهد تا در بر خود گیرد·زین روی دوا سازد هر لحظه گر ما را
- 6 چون بینمکی نتوان خوردن جگر بریان·میزن به نمک هر دم بریان جگر ما را
- 7 بی پای طواف آریم بیسر به سجود آییم·چون بیسر و پا کرد او این پا و سر ما را
- 8 بی پای طواف آریم گرد در آن شاهی·کو مست الست آمد بشکست در ما را
- 9 چون زر شد رنگ ما از سینه سیمینش·صد گنج فدا بادا این سیم و زر ما را
- 10 در رنگ کجا آید در نقش کجا گنجد·نوری که ملک سازد جسم بشر ما را
- 11 تشبیه ندارد او وز لطف روا دارد·زیرا که همیداند ضعف نظر ما را
- 12 فرمود که نور من ماننده مصباح است·مشکات و زجاجه گفت سینه و بصر ما را
- 13 خامش کن تا هر کس در گوش نیارد این·خود کیست که دریابد او خیر و شر ما را
ganjoor: sh76 · public domain