シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 769 対句 3 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۷۶۹

  1. نه ز لامکان رسیدی همه چیز از آن کشیدی دل تو چرا نداند به خوشی به لامکان شد

G769:3

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 چه توقفست زین پس همه کاروان روان شد·نگرد شتر به اشتر که بیا که ساربان شد
  2. 2 ز چپ و ز راست بنگر به قطارهای بی‌مر·پی روز همچو سایه به طریق آسمان شد
  3. 3 نه ز لامکان رسیدی همه چیز از آن کشیدی·دل تو چرا نداند به خوشی به لامکان شد
  4. 4 همه روز لعب کردی غم خانه خود نخوردی·سوی خانه باید اکنون دژم و کشان کشان شد
  5. 5 تو بخند خنده اولی که روان شوی به مولی·کرمش روا ندارد به کریم بدگمان شد

ganjoor: sh769 · public domain