シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 770› 対句 9 ← 前へ
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۷۷۰
- برو ای تنِ پریشان تو و آن دلِ پشیمان که ز هر دو تا نرستم دل دیگرم نیامد
G770:9
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 همه را بیازمودم ز تو خوشترم نیامد·چو فرو شدم به دریا چو تو گوهرم نیامد
- 2 سر خنبها گشادم ز هزار خم چشیدم·چو شراب سرکش تو به لب و سرم نیامد
- 3 چه عجب که در دل من گل و یاسمن بخندد·که سمنبرِ لطیفی چو تو در برم نیامد
- 4 ز پِیَت مراد خود را دو سه روز ترک کردم·چه مراد مانْد زان پس که میسرم نیامد
- 5 دو سه روز شاهیت را چو شدم غلام و چاکر·به جهان نمانْد شاهی که چو چاکرم نیامد
- 6 خِرَدَم بگفت برپر ز مسافران گردون·چه شکسته پا نشستی که مسافرم نیامد
- 7 چو پرید سوی بامت ز تنم کبوتر دل·به فغان شدم چو بلبل که کبوترم نیامد
- 8 چو پی کبوتر دل به هوا شدم چو بازان·چه همای مانْد و عنقا که برابرم نیامد
- 9 برو ای تنِ پریشان تو و آن دلِ پشیمان·که ز هر دو تا نرستم دل دیگرم نیامد
ganjoor: sh770 · public domain