シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 772 対句 3 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۷۷۲

  1. به پلنگ عزت تو به نهنگ غیرت تو به خدنگ غمزه تو که هزار لشکر آمد

G772:3

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 صنما سپاه عشقت به حصار دل درآمد·بگذر بدین حوالی که جهان به هم برآمد
  2. 2 به دو چشم نرگسینت به دو لعل شکرینت·به دو زلف عنبرینت که کساد عنبر آمد
  3. 3 به پلنگ عزت تو به نهنگ غیرت تو·به خدنگ غمزه تو که هزار لشکر آمد
  4. 4 به حق دل لطیفی خوش و مقبل و ظریفی·که بر او وظیفه تو ابدا مقرر آمد
  5. 5 که خلیل حق که دستش همه سال بت شکستی·به خیال خانه تو شب و روز بتگر آمد
  6. 6 تو مپرس حال مجنون که ز دست رفت لیلی·تو مپرس حال آزر که خلیل آزر آمد
  7. 7 به جهانیان نماید تن مرده زنده کردن·چو مسیح خوبی تو سوی گور عازر آمد
  8. 8 چه خوش است داغ عشقت که ز داغ عشق هر جان·ز خراج و عشر و سخره ابدا محرر آمد
  9. 9 به سوار روح بنگر منگر به گرد قالب·که غبار از سواری حسن و منور آمد
  10. 10 ز حجاب گل دلا تو به جهان نظاره‌ای کن·که پس گل مشبک دو هزار منظر آمد
  11. 11 دو سه بیت ماند باقی تو بگو که از تو خوشتر·که ز ابر منطق تو دل و سینه اخضر آمد

ganjoor: sh772 · public domain