シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 781 対句 2 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۷۸۱

  1. من گمانم تو عیان پیش تو من محو به هم چون عیان جلوه کند چهره گمان برخیزد

G781:2

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 در دلم چون غمت ای سرو روان برخیزد·همچو سرو این تن من بی‌دل و جان برخیزد
  2. 2 من گمانم تو عیان پیش تو من محو به هم·چون عیان جلوه کند چهره گمان برخیزد
  3. 3 چون رسد سنجق تو در ستمستان جهان·ظلم کوته شود و کوچ و قلان برخیزد
  4. 4 بر حصار فلک ار خوبی تو حمله برد·از مقیمان فلک بانگ امان برخیزد
  5. 5 بگذر از باغ جهان یک سحر ای رشک بهار·تا ز گلزار چمن رسم خزان برخیزد
  6. 6 پشت افلاک خمیدست از این بار گران·ز سبک روحی تو بار گران برخیزد
  7. 7 من چو از تیر توم بال و پرم ده بپران·خوش پرد تیر زمانی که کمان برخیزد
  8. 8 رمه خفتست و همی‌گردد گرگ از چپ و راست·سگ ما بانگ زند تا که شبان برخیزد
  9. 9 هین خمش دل پنهانست چو رگ زیر زبان·آشکارا شود آن رگ چو زبان برخیزد
  10. 10 این مجابات مجیرست در آن قطعه که گفت·بر سر کوی تو عقل از سر جان برخیزد

ganjoor: sh781 · public domain