シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 786 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · G786 · 13 対句

غزل شمارهٔ ۷۸۶

各対句のページで、その翻訳、解説、難解語を読めます。

  1. G786:1 آنک عکس رخ او راه ثریا بزندگر ره قافله عقل زند تا بزند
  2. G786:2 آنک نقل و می او در ره صوفی نقدسترسدش گر به نظر گردن فردا بزند
  3. G786:3 گر پراکنده دلی دامن دل گیر که دلخیمه امن و امان بر سر غوغا بزند
  4. G786:4 عمری باید تا دیو از او بگریزداحمدی باید تا راه چلیپا بزند
  5. G786:5 در هر آن کنج دلی که غم تو معتکفستنیم شب تابش خورشید بر آن جا بزند
  6. G786:6 عارفا بهر سه نان دعوت جان را مگذارتا سنانت چو علی در صف هیجا بزند
  7. G786:7 زین گذر کن که رسیدست شهنشاه کرمخیز تا جان تو بر عیش و تماشا بزند
  8. G786:8 کف حاجت بگشا جام الهی بستانتا شعاع می جان بر رخ و سیما بزند
  9. G786:9 رخ و سیمای تو زان رونق و نوری گیردکه کف شق قمر بر مه بالا بزند
  10. G786:10 بر سرت بردود و عقل دهد مغز تو راعقل پرمغز تو پا بر سر جوزا بزند
  11. G786:11 خواجه بربند دو گوش و بگریز از سخنمور نه در رخت تو هم آتش یغما بزند
  12. G786:12 بگریز از من و از طالع شیرافکن منکاخترم کوکبه بر آدم و حوا بزند
  13. G786:13 هین خمش باش که نور تو چو بر دل‌ها زدنور محسوس شود بر سر و بر پا بزند

ganjoor: sh786 · public domain