シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 786› 対句 3 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۷۸۶
- گر پراکنده دلی دامن دل گیر که دل خیمه امن و امان بر سر غوغا بزند
G786:3
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 آنک عکس رخ او راه ثریا بزند·گر ره قافله عقل زند تا بزند
- 2 آنک نقل و می او در ره صوفی نقدست·رسدش گر به نظر گردن فردا بزند
- 3 گر پراکنده دلی دامن دل گیر که دل·خیمه امن و امان بر سر غوغا بزند
- 4 عمری باید تا دیو از او بگریزد·احمدی باید تا راه چلیپا بزند
- 5 در هر آن کنج دلی که غم تو معتکفست·نیم شب تابش خورشید بر آن جا بزند
- 6 عارفا بهر سه نان دعوت جان را مگذار·تا سنانت چو علی در صف هیجا بزند
- 7 زین گذر کن که رسیدست شهنشاه کرم·خیز تا جان تو بر عیش و تماشا بزند
- 8 کف حاجت بگشا جام الهی بستان·تا شعاع می جان بر رخ و سیما بزند
- 9 رخ و سیمای تو زان رونق و نوری گیرد·که کف شق قمر بر مه بالا بزند
- 10 بر سرت بردود و عقل دهد مغز تو را·عقل پرمغز تو پا بر سر جوزا بزند
- 11 خواجه بربند دو گوش و بگریز از سخنم·ور نه در رخت تو هم آتش یغما بزند
- 12 بگریز از من و از طالع شیرافکن من·کاخترم کوکبه بر آدم و حوا بزند
- 13 هین خمش باش که نور تو چو بر دلها زد·نور محسوس شود بر سر و بر پا بزند
ganjoor: sh786 · public domain