シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 789 対句 7 ← 前へ

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۷۸۹

  1. مرغ جان از قفس قالب من سیر شده‌ست وَ زِ امید نظر دوست ز تن می‌نرود

G789:7

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 از دلم صورت آن خوب ختن می‌نرود·چاشنی شکر او ز دهن می‌نرود
  2. 2 بالله ار شور کنم هر نفسی عیب مگیر·گر برفت از دل تو از دل من می‌نرود
  3. 3 همه مرغان ز چمن هر طرفی می‌پرّند·بلبل بی‌دل یک دم ز چمن می‌نرود
  4. 4 جان پروانه مسکین که مقیم لگنست·تن او تا بنسوزد ز لگن می‌نرود
  5. 5 بوالحسن گفت حسن را که از این خانه برو·بوالحسن نیز درافتاد و حسن می‌نرود
  6. 6 رسن دوست چو در حلق دلم افتاده‌ست·لاجرم چنبر دل جز به رسن می‌نرود
  7. 7 مرغ جان از قفس قالب من سیر شده‌ست·وَ زِ امید نظر دوست ز تن می‌نرود

ganjoor: sh789 · public domain