シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 791 対句 4 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۷۹۱

  1. چه کمندست که پر می‌کشد این جان‌ها را چه ره است آن ره پنهان که از آن راه کشید

G791:4

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 این کبوتربچه هم عزم هوا کرد و پرید·چون صفیری و ندایی ز سوی غیب شنید
  2. 2 آن مراد همه عالم چه فرستاد رسول·که بیا جانب ما چون نپرد جان مرید
  3. 3 بپرد جانب بالا چو چنان بال بیافت·بدرد جامه تن را چو چنان نامه رسید
  4. 4 چه کمندست که پر می‌کشد این جان‌ها را·چه ره است آن ره پنهان که از آن راه کشید
  5. 5 رحمتش نامه فرستاد که این جا بازآ·که در آن تنگ قفس جان تو بسیار طپید
  6. 6 لیک در خانه بی‌در تو چو مرغی بی‌پر·این کند مرغ هوا چونک به چستی افتید
  7. 7 بی قراریش گشاید در رحمت آخر·بر در و سقف همی‌کوب پر اینست کلید
  8. 8 تا نخوانیم ندانی تو ره واگشتن·که ره از دعوت ما گردد بر عقل بدید
  9. 9 هر چه بالا رود ار کهنه بود نو گردد·هر نوی کاید این جا شود از دهر قدید
  10. 10 هین خرامان رو در غیب سوی پس منگر·فی امان الله کان جا همه سودست و مزید
  11. 11 هله خاموش برو جانب ساقی وجود·که می پاک ویت داد در این جام پلید

ganjoor: sh791 · public domain