シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 80› 対句 7 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۸۰
- ماییم چو کشت ای جان بررسته در این میدان لب خشک و به جان جویان باران سحابی را
G80:7
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 امروز گزافی ده آن باده نابی را·برهم زن و درهم زن این چرخِ شَتابی را
- 2 گیرم قدحِ غیبی از دیده نهان آمد !·پنهان نتوان کردن مستی و خرابی را
- 3 ای عشق طرب پیشه خوش گفت خوش اندیشه·بربای نقاب از رخ، آن شاهِ نقابی را
- 4 تا خیزد ای فرخ زین سو اخ و زان سو اخ·برکن هله ای گلرخ سغراق و شرابی را
- 5 گر زان که نمیخواهی تا جلوه شود گلشن·از بهر چه بگشادی دکان گلابی را
- 6 ما را چو ز سر بردی وین جوی روان کردی·در آب فکن زوتر بطزادهی آبی را
- 7 ماییم چو کشت ای جان بررسته در این میدان·لب خشک و به جان جویان باران سحابی را
- 8 هر سوی رسولی نو گوید که نیابی رو·لاحول بزن بر سر آن زاغِ غرابی را
- 9 ای فتنهی هر روحی، کیسهبُر هر جوحی·دزدیده رباب از کف بوبکرِ ربابی را
- 10 امروز چنان خواهم تا مست و خرف سازی·این جان محدث را وان عقل خطابی را
- 11 ای آب حیات ما شو فاش چو حشر ار چه·شیر شترِ گرگین جانست عَرابی را
- 12 ای جاه و جمالت خوَش خامش کن و دم درکَش·آگاه مکن از ما هر غافل خوابی را
ganjoor: sh80 · public domain