シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 800 対句 4 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۸۰۰

  1. ور بگیرد ز بهاران و ز نوروز رخت همه عالم گل و اشکوفه و ریحان چه شود

G800:4

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 گر نخسبی ز تواضع شبکی جان چه شود·ور نکوبی به درشتی در هجران چه شود
  2. 2 ور به یاری و کریمی شبکی روز آری·از برای دل پرآتش یاران چه شود
  3. 3 ور دو دیده به تماشای تو روشن گردد·کوری دیده ناشسته شیطان چه شود
  4. 4 ور بگیرد ز بهاران و ز نوروز رخت·همه عالم گل و اشکوفه و ریحان چه شود
  5. 5 آب حیوان که نهفته‌ست و در آن تاریکیست·پر شود شهر و کهستان و بیابان چه شود
  6. 6 ور بپوشند و بیابند یکی خلعت نو·این غلامان و ضعیفان ز تو سلطان چه شود
  7. 7 ور سواره تو برانی سوی میدان آیی·تا شود گوشه هر سینه چو میدان چه شود
  8. 8 دل ما هست پریشان تن تیره شده جمع·صاف اگر جمع شود تیره پریشان چه شود
  9. 9 به ترازو کم از آنیم که مه با ما نیست·بهر ما گر برود ماه به میزان چه شود
  10. 10 چون عزیر و خر او را به دمی جان بخشید·گر خر نفس شود لایق جولان چه شود
  11. 11 بر سر کوی غمت جان مرا صومعه ایست·گر نباشد قدمش بر که لبنان چه شود
  12. 12 هین خمش باش و بیندیش از آن جان غیور·جمع شو گر نبود حرف پریشان چه شود

ganjoor: sh800 · public domain