シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 810 対句 7 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۸۱۰

  1. هم شب قدر آشکارا شد چو عید هم فرشته با بشر آمیختند

G810:7

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 باز شیری با شکر آمیختند·عاشقان با همدگر آمیختند
  2. 2 روز و شب را از میان برداشتند·آفتابی با قمر آمیختند
  3. 3 رنگ معشوقان و رنگ عاشقان·جمله همچون سیم و زر آمیختند
  4. 4 چون بهار سرمدی حق رسید·شاخ خشک و شاخ تر آمیختند
  5. 5 رافضی انگشت در دندان گرفت·هم علی و هم عمر آمیختند
  6. 6 بر یکی تختند این دم هر دو شاه·بلک خود در یک کمر آمیختند
  7. 7 هم شب قدر آشکارا شد چو عید·هم فرشته با بشر آمیختند
  8. 8 هم زبان همدگر آموختند·بی نفور این دو نفر آمیختند
  9. 9 نفس کل و هر چه زاد از نفس کل·همچو طفلان با پدر آمیختند
  10. 10 خیر و شر و خشک و تر زان هست شد·کز طبیعت خیر و شر آمیختند
  11. 11 من دهان بستم تو باقی را بدان·کاین نظر با آن نظر آمیختند
  12. 12 بهر نور شمس تبریزی تنم·شمع وارش با شرر آمیختند

ganjoor: sh810 · public domain