シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 816 対句 9 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۸۱۶

  1. روز را منکر مشو لا لا مگو چند لا لا جان لالا روز شد

G816:9

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 خلق می‌جنبند مانا روز شد·روز را جان بخش جانا روز شد
  2. 2 چند شب گشتیم ما و چند روز·در غم و شادی تو تا روز شد
  3. 3 در جهان بس شهرها کان جا شبست·اندر این ساعت که این جا روز شد
  4. 4 در شب غفلت جهانی خفته‌اند·ز آفتاب عشق ما را روز شد
  5. 5 هر که عاشق نیست او را روز نیست·هر که را عشقست و سودا روز شد
  6. 6 صبح را در کنج این خانه مجوی·رو به بالا کن به بالا روز شد
  7. 7 بر تو گر خارست بر ما گل شکفت·بر تو گر شامست بر ما روز شد
  8. 8 گر تو از طفلی ز روز آگه نه‌ای·خیز با ما جان بابا روز شد
  9. 9 روز را منکر مشو لا لا مگو·چند لا لا جان لالا روز شد
  10. 10 آفتاب آمد که انشق القمر·بشنو این فرمان اعلا روز شد
  11. 11 پاسبانا بس دگر چوبک مزن·پاسبان و حارس ما روز شد

ganjoor: sh816 · public domain