シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 824› 対句 6 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۸۲۴
- ناچریده از لبش شاخ شکر دل هزاران عشوه او را چرید
G824:6
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 عاشقان پیدا و دلبر ناپدید·در همه عالم چنین عشقی که دید
- 2 نارسیده یک لبی بر نقش جان·صد هزاران جانها تا لب رسید
- 3 قاب قوسین از علی تیری فکند·تا سپرهای فلکها را درید
- 4 ناکشیده دامن معشوق غیب·دل هزاران محنت و ضربت کشید
- 5 ناگزیده او لب شیرین لبی·چند پشت دست در هجران گزید
- 6 ناچریده از لبش شاخ شکر·دل هزاران عشوه او را چرید
- 7 ناشکفته از گلستانش گلی·صد هزاران خار در سینه خلید
- 8 گرچه جان از وی ندید الا جفا·از وفاها بر امید او رمید
- 9 آن الم را بر کرمها فضل داد·وان جفا را از وفاها برگزید
- 10 خار او از جمله گلها دست برد·قفل او دلکشترست از صد کلید
- 11 جور او از دور دولت گوی برد·قندها از زهر قهرش بردمید
- 12 رد او به از قبول دیگران·لعل و مروارید سنگش را مرید
- 13 این سعادتهای دنیا هیچ نیست·آن سعادت جو که دارد بوسعید
- 14 این زیادتهای این عالم کمیست·آن زیادت جو که دارد بایزید
- 15 آن زیادت دست شش انگشت تست·قیمت او کم به ظاهر مستزید
- 16 آن سناجو کش سنایی شرح کرد·یافت فردیت ز عطار آن فرید
- 17 چرب و شیرین مینماید پاک و خوش·یک شبی بگذشت با تو شد پلید
- 18 چرب و شیرین از غذای عشق خور·تا پرت برروید و دانی پرید
- 19 آخر اندر غار در طفلی خلیل·از سر انگشت شیری میمکید
- 20 آن رها کن آن جنین اندر شکم·آب حیوانی ز خونی میمزید
- 21 قد و بالایی که چرخش کرد راست·عاقبت چون چرخ کژقامت خمید
- 22 قد و بالایی که عشقش برفراشت·برگذشت آن قدش از عرش مجید
- 23 نی خمش کن عالم السر حاضرست·نحن اقرب گفت من حبل الورید
ganjoor: sh824 · public domain