シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 828 対句 1 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۸۲۸

  1. هر که را اسرار عشق اظهار شد رفت یاری زانک محو یار شد

G828:1

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 هر که را اسرار عشق اظهار شد·رفت یاری زانک محو یار شد
  2. 2 شمع افروزان بنه در آفتاب·بنگرش چون محو آن انوار شد
  3. 3 نیست نور شمع هست آن نور شمع·هم نشد آثار و هم آثار شد
  4. 4 همچنان در نور روح این نار تن·هم نشد این نار و هم این نار شد
  5. 5 جوی جویانست و پویان سوی بحر·گم شود چون غرق دریابار شد
  6. 6 تا طلب جنبان بود مطلوب نیست·مطلب آمد آن طلب بی‌کار شد
  7. 7 پس طلب تا هست ناقص بد طلب·چون نماند آگهی سالار شد
  8. 8 هر تن بی‌عشق کو جوید کله·سر ندارد جملگی دستار شد
  9. 9 تا ببیند ناگهانی گلرخی·بر وی آن دستار و سر چون خار شد
  10. 10 همچو من شد در هوای شمس دین·آنک او را در سر این اسرار شد

ganjoor: sh828 · public domain