シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 831 対句 5 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۸۳۱

  1. تا ابد از دوست سبز و تازه‌ایم او بهاری نیست کو را دی رسد

G831:5

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 هر زمان لطفت همی در پی رسد·ور نه کس را این تقاضا کی رسد
  2. 2 مست عشقم دار دایم بی‌خمار·من نخواهم مستیی کز می‌رسد
  3. 3 ما نیستانیم و عشقش آتشیست·منتظر کان آتش اندر نی رسد
  4. 4 این نیستان آب ز آتش می‌خورد·تازه گردد ز آتشی کز وی رسد
  5. 5 تا ابد از دوست سبز و تازه‌ایم·او بهاری نیست کو را دی رسد
  6. 6 لا شویم از کل شیی هالک·چون هلاک و آفت اندر شیء رسد
  7. 7 هر کی او ناچیز شد او چیز شد·هر کی مرد از کبر او در حی رسد

ganjoor: sh831 · public domain