シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 834 対句 2 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۸۳۴

  1. نعره و غلغله آن مستان آشکارا و نهان می‌آید

G834:2

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 از دل رفته نشان می‌آید·بوی آن جان و جهان می‌آید
  2. 2 نعره و غلغله آن مستان·آشکارا و نهان می‌آید
  3. 3 گوهر از هر طرفی می‌تابد·پای کوبان سوی جان می‌آید
  4. 4 از در مشعله داران فلک·آتش دل به دهان می‌آید
  5. 5 جان پروانه میان می‌بندد·شمع روشن به میان می‌آید
  6. 6 آفتابی که ز ما پنهان بود·سوی ما نورفشان می‌آید
  7. 7 تیر از غیب اگر پران نیست·پس چرا بانگ کمان می‌آید

ganjoor: sh834 · public domain