シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 837› 対句 9 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۸۳۷
- چشم آلوده مکن از خد و خال کان شهنشاه بقا میآید
G837:9
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 هر کجا بوی خدا میآید·خلق بین بیسر و پا میآید
- 2 زانک جانها همه تشنهست به وی·تشنه را بانگ سقا میآید
- 3 شیرخوار کرمند و نگران·تا که مادر ز کجا میآید
- 4 در فراقند و همه منتظرند·کز کجا وصل و لقا میآید
- 5 از مسلمان و جهود و ترسا·هر سحر بانگ دعا میآید
- 6 خنک آن هوش که در گوش دلش·ز آسمان بانگ صلا میآید
- 7 گوش خود را ز جفا پاک کنید·زانک بانگی ز سما میآید
- 8 گوش آلوده ننوشد آن بانگ·هر سزایی به سزا میآید
- 9 چشم آلوده مکن از خد و خال·کان شهنشاه بقا میآید
- 10 ور شد آلوده به اشکش میشوی·زانک از آن اشک دوا میآید
- 11 کاروان شکر از مصر رسید·شرفه گام و درا میآید
- 12 هین خمش کز پی باقی غزل·شاه گوینده ما میآید
ganjoor: sh837 · public domain