シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 845 対句 2 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۸۴۵

  1. از باده گزافی شد صاف صاف صافی وز درد هر دو عالم جوشید و بر سر آمد

G845:2

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 مرغی که ناگهانی در دام ما درآمد·بشکست دام‌ها را بر لامکان برآمد
  2. 2 از باده گزافی شد صاف صاف صافی·وز درد هر دو عالم جوشید و بر سر آمد
  3. 3 جان را چو شست از گل معراج برشد آن دل·آن جا چو کرد منزل آن جاش خوشتر آمد
  4. 4 در عالم طراوت او یافت بس حلاوت·وز وصف لاله رویان رویش مزعفر آمد
  5. 5 زان ماه هر که ماند وین نقش را نخواند·در نقش دین بماند والله که کافر آمد
  6. 6 ز اوصاف خود گذشتم وز خود برهنه گشتم·زیرا برهنگان را خورشید زیور آمد
  7. 7 الله اکبر تو خوش نیست با سر تو·این سر چو گشت قربان الله اکبر آمد
  8. 8 هر جان باملالت دورست از این جلالت·چون عشق با ملولی کشتی و لنگر آمد
  9. 9 ای شمس حق تبریز دل پیش آفتابت·در کم زنی مطلق از ذره کمتر آمد

ganjoor: sh845 · public domain