シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 85 対句 4 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۸۵

  1. زان روز که زادی تو ای لب‌شکر از مادر آوه که چه کاسد شد بازار شکر جانا

G85:4

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 از بهر خدا بنگر در رویِ چو زر جانا·هر جا که روی ما را با خویش ببر جانا
  2. 2 چون در دل ما آیی تو دامن خود برکش·تا جامه نیالایی از خون جگر جانا
  3. 3 ای ماه برآ آخر بر کوریِ مه‌رویان·ابری سیه اندرکش در روی قمر جانا
  4. 4 زان روز که زادی تو ای لب‌شکر از مادر·آوه که چه کاسد شد بازار شکر جانا
  5. 5 گفتی که سلام علیک بگرفت همه عالم·دل سجده درافتاده جان بسته کمر جانا
  6. 6 چون شمع بُدم سوزان هر شب به سحر کُشته·امروز بنشناسم شب را ز سحر جانا
  7. 7 شمس الحق تبریزی شاهنشه خون‌ریزی·ای بحر کمربسته پیش تو گهر جانا

ganjoor: sh85 · public domain