シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 853 対句 10 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۸۵۳

  1. مخدوم شمس دینست هم سید و خداوند کز وی زمین تبریز مشک و عبیر باشد

G853:10

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 مر بحر را ز ماهی دایم گزیر باشد·زیرا به پیش دریا ماهی حقیر باشد
  2. 2 مانند بحر قلزم ماهی نیابی ای جان·در بحر قلزم حق ماهی کثیر باشد
  3. 3 بحرست همچو دایه ماهی چو شیرخواره·پیوسته طفل مسکین گریان شیر باشد
  4. 4 با این همه فراغت گر بحر را به ماهی·میلی بود به رحمت فضل کبیر باشد
  5. 5 وان ماهیی که داند کان بحر طالب اوست·پایش ز روی نخوت فوق اثیر باشد
  6. 6 آن ماهیی که دریا کار کسی نسازد·الا که رای ماهی آن را مشیر باشد
  7. 7 گویی ز بس عنایت آن ماهیست سلطان·وان بحر بی‌نهایت او را وزیر باشد
  8. 8 گر هیچ کس ز جرات ماهیش خواند او را·هر قطره‌ای به قهرش مانند تیر باشد
  9. 9 تا چند رمز گویی رمزت تحیر آرد·روشنترک بیان کن تا دل بصیر باشد
  10. 10 مخدوم شمس دینست هم سید و خداوند·کز وی زمین تبریز مشک و عبیر باشد
  11. 11 گر خارهای عالم الطاف او ببینند·در نرمی و لطافت همچون حریر باشد
  12. 12 جانم مباد هرگز گر جانم از شرابش·وز مستی جمالش از خود خبیر باشد

ganjoor: sh853 · public domain