シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 855 対句 7 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۸۵۵

  1. آن لعل را در آخر در جیب خویش یابی بر جیب پاک جیبان نورش مر شش آمد

G855:7

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 عید آمد و خوش آمد دلدار دلکش آمد·هر مرده‌ای ز گوری برجست و پیشش آمد
  2. 2 دل را زبان بباید تا جان به چنگش آرد·جان پاکشان بیاید کان یار سرکش آمد
  3. 3 جان غرق شهد و شکر از منبع نباتش·مه در میان خرمن زان ترک مه وش آمد
  4. 4 خاک از فروغ نفخش قبله فرشته آمد·کب از جوار آتش همطبع آتش آمد
  5. 5 جان و دل فرشته جفت هوای حق شد·گردون فرشتگان را زان روی مفرش آمد
  6. 6 نر باش و صیقلی کن دل را و نقش برخوان·بی نقش و بی‌جهات این شش سو منقش آمد
  7. 7 آن لعل را در آخر در جیب خویش یابی·بر جیب پاک جیبان نورش مر شش آمد
  8. 8 ز افیون شربت او سرمست خفت بدعت·ز استون رحمت او دولت منعش آمد
  9. 9 ای هوشمند گوشی کو را کشید دستش·وی روسپید رویی کز وی مخمش آمد
  10. 10 خاموش پنج نوبت مشنو ز آسمانی·کان آسمان برون این پنج و این شش آمد

ganjoor: sh855 · public domain