シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 860 対句 8 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۸۶۰

  1. رخ بر رخش منه تو تا رویت از شهنشه مانند آفتابی نور جلال گیرد

G860:8

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 ای دل اگر کم آیی کارت کمال گیرد·مرغت شکار گردد صید حلال گیرد
  2. 2 مه می‌دود چو آیی در ظل آفتابی·بدری شود اگر چه شکل هلال گیرد
  3. 3 در دل مقام سازد همچون خیال آن کس·کاندر ره حقیقت ترک خیال گیرد
  4. 4 کو آن خلیل گویا وجهت وجه حقا·وان جان گوشمالی کو پای مال گیرد
  5. 5 این گنده پیر دنیا چشمک زند ولیکن·مر چشم روشنان را از وی ملال گیرد
  6. 6 گر در برم کشد او از ساحری و شیوه·اندر برش دل من کی پر و بال گیرد
  7. 7 گلگونه کرده است او تا روی چون گلم را·بویش تباه گردد رنگش زوال گیرد
  8. 8 رخ بر رخش منه تو تا رویت از شهنشه·مانند آفتابی نور جلال گیرد
  9. 9 چه جای آفتابی کز پرتو جمالش·صد آفتاب و مه را بر چرخ حال گیرد
  10. 10 شویان اولینش بنگر که در چه حالند·آن کاین دلیل داند نی آن دلال گیرد
  11. 11 ای صد هزار عاقل او در جوال کرده·کو عقل کاملی تا ترک جوال گیرد
  12. 12 خطی نوشت یزدان بر خد خوش عذاران·کز خط سیه‌تر است او کاین خط و خال گیرد
  13. 13 از ابر خط برون آ وز خال و عم جدا شو·تا مه ز طلعت تو هر شام فال گیرد

ganjoor: sh860 · public domain