シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 865 対句 7 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۸۶۵

  1. والله که ذره نیز از آن جام بیخودست از کرم مست گشته به اکرام می‌رود

G865:7

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 جانا بیار باده که ایام می‌رود·تلخی غم به لذت آن جام می‌رود
  2. 2 جامی که عقل و روح حریف و جلیس اوست·نی نفس کوردل که سوی دام می‌رود
  3. 3 با جام آتشین چو تو از در درآمدی·وسواس و غم چو دود سوی بام می‌رود
  4. 4 گر بر سرت گلست مشویش شتاب کن·بر آب و گل بساز که هنگام می‌رود
  5. 5 آن چیز را بجوش که او هوش می‌برد·وان خام را بپز که سخن خام می‌رود
  6. 6 زان باده داده‌ای تو به خورشید و ماه و چرخ·هر یک بدان نشاط چنین رام می‌رود
  7. 7 والله که ذره نیز از آن جام بیخودست·از کرم مست گشته به اکرام می‌رود
  8. 8 آرام بخش جان را زان می که از تفش·صبر و قرار و توبه و آرام می‌رود
  9. 9 چون بوی وی رسد به خماران بود چنانک·آن مادر رحیم بر ایتام می‌رود
  10. 10 امروز خاک جرعه می سیر سیر خورد·خورشیدوار جام کرم عام می‌رود
  11. 11 سوی کشنده آید کشته چنانک زود·خون از بدن به شیشه حجام می‌رود
  12. 12 چون کعبه که رود به در خانه ولی·این رحمت خدای به ارحام می‌رود
  13. 13 تا مست نیست از همه لنگان سپس ترست·در بیخودی به کعبه به یک گام می‌رود
  14. 14 تا باخودست راز نهان دارد از ادب·چون مست شد چه چاره که خودکام می‌رود
  15. 15 خاموش و نام باده مگو پیش مرد خام·چون خاطرش به باده بدنام می‌رود

ganjoor: sh865 · public domain