シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 867 対句 5 ← 前へ

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۸۶۷

  1. گفتم که چشم چرخ چنین چشم هیچ دید سوگند خورد و گفت مرا نیست هیچ یاد

G867:5

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 چندان حلاوت و مزه و مستی و گشاد·در چشم‌های مست تو نقاش چون نهاد
  2. 2 چشمت بیافرید به هر دم هزار چشم·زیرا خدا ز قدرت خود قدرتش بداد
  3. 3 وان جمله چشم‌ها شده حیران چشم تو·که صد هزار رحمت بر چشم‌هات باد
  4. 4 بر تخت سلطنت بنشستست چشم تو·هر جان که دید چشم تو را گفت داد داد
  5. 5 گفتم که چشم چرخ چنین چشم هیچ دید·سوگند خورد و گفت مرا نیست هیچ یاد

ganjoor: sh867 · public domain