シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 868 対句 4 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۸۶۸

  1. هر حس معنوی را در غیب درکشید هر مس اسعدی را هم کیمیا ببرد

G868:4

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 به حرم به خود کشید و مرا آشنا ببرد·یک یک برد شما را آنک مرا ببرد
  2. 2 آن را که بود آهن آهن ربا کشید·وان را که بود برگ کهی کهربا ببرد
  3. 3 قانون لنگری به ثری گشت منجذب·عیسی مهتری را جذب سما ببرد
  4. 4 هر حس معنوی را در غیب درکشید·هر مس اسعدی را هم کیمیا ببرد
  5. 5 از غارت فنا و اجل ایمنست و دور·آن کس که رخت خویش سوی انبیا ببرد
  6. 6 آن چشم نیک را نرسد هیچ چشم بد·کو شمع حسن را ز ملاء در خلاء ببرد
  7. 7 ما از قضا به قاضی حاجت گریختیم·کنچ از قضا رسید به طالب قضا ببرد
  8. 8 این‌ها گذشت ای خنک آن دل که ناگهش·حسن و جمال آن مه نیکولقا ببرد

ganjoor: sh868 · public domain