シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 87 対句 6 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۸۷

  1. هم رحمت رحمانی هم مرهم و درمانی درده تو طبیبانه آن دافع صفرا را

G87:6

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 جانا سر تو یارا مگذار چنین ما را·ای سرو روان بنما آن قامت بالا را
  2. 2 خرم کن و روشن کن این مفرش خاکی را·خورشید دگر بنما این گنبد خضرا را
  3. 3 رهبر کُنُ جان‌ها را پرزر کُنُ کان‌ها را·در جوش و خروش آور از زلزله دریا را
  4. 4 خورشید پناه آرد در سایه اقبالت·آری چه توان کردن آن سایه عنقا را
  5. 5 مغزی که بد اندیشد آن نقص بسست ای جان·سودای بپوسیده پوسیده سودا را
  6. 6 هم رحمت رحمانی هم مرهم و درمانی·درده تو طبیبانه آن دافع صفرا را
  7. 7 تو بلبل گلزاری تو ساقی ابراری·تو سرده اسراری هم بی‌سر و بی‌پا را
  8. 8 یا رب که چه داری تو کز لطف بهاری تو·در کار درآری تو سنگ و که خارا را
  9. 9 افروختهٔ نوری انگیختهٔ شوری·ننشاند صد طوفان آن فتنه و غوغا را

ganjoor: sh87 · public domain