シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 883 対句 6 ← 前へ

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۸۸۳

  1. گرچه ز رب العباد هر نفسی رحمتست کی بود آن دم که رب ماند و فانی عباد

G883:6

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 جان من و جان تو بود یکی ز اتحاد·این دو که هر دو یکیست جز که همان یک مباد
  2. 2 فرد چرا شد عدد از سبب خوی بد·ز آتش بادی بزاد در سر ما رفت باد
  3. 3 گشت جدا موج‌ها گرچه بد اول یکی·از سبب باد بود آنک جدایی بزاد
  4. 4 جام دوی درشکن باده مده باد را·چون دو شود پادشاه شهر رود در فساد
  5. 5 روز فضیلت گرفت زانک یکی شمع داشت·هر طرفی شب ز عجز شمع و چراغی نهاد
  6. 6 گرچه ز رب العباد هر نفسی رحمتست·کی بود آن دم که رب ماند و فانی عباد

ganjoor: sh883 · public domain