シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 900 対句 3 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۹۰۰

  1. بر آسمانش بجویی چو مه ز آب بتابد در آب چونک درآیی بر آسمان بگریزد

G900:3

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 بگیر دامن لطفش که ناگهان بگریزد·ولی مکش تو چو تیرش که از کمان بگریزد
  2. 2 چه نقش‌ها که ببازد چه حیله‌ها که بسازد·به نقش حاضر باشد ز راه جان بگریزد
  3. 3 بر آسمانش بجویی چو مه ز آب بتابد·در آب چونک درآیی بر آسمان بگریزد
  4. 4 ز لامکانش بخوانی نشان دهد به مکانت·چو در مکانش بجویی به لامکان بگریزد
  5. 5 نه پیک تیزرو اندر وجود مرغ گمانست·یقین بدان که یقین وار از گمان بگریزد
  6. 6 از این و آن بگریزم ز ترس نی ز ملولی·که آن نگار لطیفم از این و آن بگریزد
  7. 7 گریزپای چو بادم ز عشق گل نه گلی که·ز بیم باد خزانی ز بوستان بگریزد
  8. 8 چنان گریزد نامش چو قصد گفتن بیند·که گفت نیز نتانی که آن فلان بگریزد
  9. 9 چنان گریزد از تو که گر نویسی نقشش·ز لوح نقش بپرد ز دل نشان بگریزد

ganjoor: sh900 · public domain