シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 901› 対句 2 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۹۰۱
- وگر به پیش من آید خیال یار که چونی حیات نو بپذیرد تن نزار چه باشد
G901:2
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 اگر دمی بنوازد مرا نگار چه باشد·گر این درخت بخندد از آن بهار چه باشد
- 2 وگر به پیش من آید خیال یار که چونی·حیات نو بپذیرد تن نزار چه باشد
- 3 شکار خسته اویم به تیر غمزه جادو·گرم به مهر بخواند که ای شکار چه باشد
- 4 چو کاسه بر سر آبم ز بیقراری عشقش·اگر رسم به لب دوست کوزه وار چه باشد
- 5 کنار خاک ز اشکم چو لعل و گوهر پر شد·اگر به وصل گشاید دمی کنار چه باشد
- 6 بگفت چیست شکایت هزار بار گشادم·ز بهر ماهی جان را هزار بار چه باشد
- 7 من از قطار حریفان مهار عقل گسستم·به پیش اشتر مستش یکی مهار چه باشد
- 8 اگر مهار گسستم وگرچه بار فکندم·یکی شتر کم گیری از این قطار چه باشد
- 9 دلم به خشم نظر میکند که کوته کن هین·اگر بجست یکی نکته از هزار چه باشد
- 10 چو احمدست و ابوبکر یار غار دل و عشق·دو نام بود و یکی جان دو یار غار چه باشد
- 11 انار شیرین گر خود هزار باشد وگر یک·چو شد یکی به فشردن دگر شمار چه باشد
- 12 خمار و خمر یکستی ولی الف نگذارد·الف چو شد ز میانه ببین خمار چه باشد
- 13 چو شمس مفخر تبریز ماه نو بنماید·در آن نمایش موزون ز کار و بار چه باشد
ganjoor: sh901 · public domain