シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 903› 対句 2 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۹۰۳
- هزار عاشق داری به جان و دل نگرانت که تا سعادت و دولت که را به تخت برآرد
G903:2
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 اگر مرا تو نخواهی دلم تو را نگذارد·تو هم به صلح گرایی اگر خدا بگمارد
- 2 هزار عاشق داری به جان و دل نگرانت·که تا سعادت و دولت که را به تخت برآرد
- 3 ز عشق عاشق مفلس عجب فتند لئیمان·که آنچ رشک شهان شد گدا امید چه دارد
- 4 عجب مدار ز مرده که از خدا طلبد جان·عجب مدار ز تشنه که دل به آب سپارد
- 5 عجب مدار ز کوری که نور دیده بجوید·و یا ز چشم اسیری که اشک غربت بارد
- 6 ز بس دعا که بکردم دعا شدست وجودم·که هر که بیند رویم دعا به خاطر آرد
- 7 سلام و خدمت کردم مرا بگفت که چونی·مهم مس چه برآید چو کیمیا نگذارد
- 8 چگونه باشد صورت به وفق فکر مصور·چگونه مِی شود انگور گر کفش نفشارد
ganjoor: sh903 · public domain