シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 91› 対句 8 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۹۱
- گر آن قدح روشن جانست نهان از تن پنهان نتوان کردن مستی و خرابی را
G91:8
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 در آب فکن ساقی بط زاده آبی را·بشتاب و شتاب اولی مستان شبابی را
- 2 ای جان بهار و دی وی حاتم نقل و می·پر کن ز شکر چون نی بوبکر ربابی را
- 3 ای ساقی شور و شر هین عیش بگیر از سر·پر کن ز می احمر سغراق و شرابی را
- 4 بنما ز می فرخ این سو اخ و آن سو اخ·بربای نقاب از رخ معشوق نقابی را
- 5 احسنت زهی یار او شاخ گل بیخار او·شاباش زهی دارو دلهای کبابی را
- 6 صد حلقه نگر شیدا زان باده ناپیدا·کاسد کند این صهبا صد خمر لعابی را
- 7 مستان چمن پنهان اشکوفه ز شاخ افشان·صد کوه چو که غلطان سیلاب حبابی را
- 8 گر آن قدح روشن جانست نهان از تن·پنهان نتوان کردن مستی و خرابی را
- 9 ماییم چو کشت ای جان سرسبز در این میدان·تشنه شده و جویان باران سحابی را
- 10 چون رعد نهای خامش چون پرده تست این هش·وز صبر و فنا میکش طوطی خطابی را
ganjoor: sh91 · public domain