シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 923 対句 6 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۹۲۳

  1. در این جهان که در او مرده می‌خورد مرده نخورد عاقل و ناسود و یک دمی نغنود

G923:6

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 رسید ساقی جان ما خمار خواب‌آلود·گرفت ساغر زرین سر سبو بگشود
  2. 2 صلای بادهٔ جان و صلای رطل گران·که می‌دهد به خماران به گاه زودازود
  3. 3 زهی صباح مبارک زهی صبوح عزیز·ز شاه جام شراب و ز ما رکوع و سجود
  4. 4 شراب صافی و سلطان ندیم و دولت یار·دگر نیارم گفتن که در میانه چه بود
  5. 5 هر آنک می نخورد بر سرش فروریزد·بگویدش که برو در جهان کور و کبود
  6. 6 در این جهان که در او مرده می‌خورد مرده·نخورد عاقل و ناسود و یک دمی نغنود
  7. 7 چو پاک داشت شکم را‌، رسید بادهٔ پاک·زهی شراب و زهی جام و بزم و گفت و شنود
  8. 8 شراب را تو نبینی و مست را بینی·نبینی آتش دل را و خانه‌ها پر‌دود
  9. 9 دل خسان چو بسوزد چه بوی بد آید·دل شهان چو بسوزد فزود عنبر و عود
  10. 10 نبشته بر رخ هر مست رو که جان بردی·نبشته بر لب ساغر که عاقبت محمود
  11. 11 نبشته بر دف مطرب که زُهره بندهٔ تو·نبشته بر کف ساقی که طالعت مسعود
  12. 12 بخند موسی عمران به کوری فرعون·بخور خلیلِ خدا‌ نوش‌ کوری نمرود
  13. 13 بلیس اگر ز شراب خدای مست بدی·ز صد گنه نشدی هیچ طاعتش مردود
  14. 14 خمش کنم که خمش بِه به‌پیش هشیاران·که خلق خیره شدند و خیالشان افزود

ganjoor: sh923 · public domain