シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 933› 対句 3 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۹۳۳
- چو سال سال نشاطست و روز روز طرب خنک مرا و کسی را که عیش خو دارد
G933:3
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 میان باغ گل سرخهای و هو دارد·که بو کنید دهان مرا چه بو دارد
- 2 به باغ خود همه مستند لیک نی چون گل·که هر یکی به قدح خورد و او سبو دارد
- 3 چو سال سال نشاطست و روز روز طرب·خنک مرا و کسی را که عیش خو دارد
- 4 چرا مقیم نباشد چو ما به مجلس گل·کسی که ساقی باقی ماه رو دارد
- 5 به باغ جمله شراب خدای مینوشند·در آن میانه کسی نیست کو گلو دارد
- 6 عجایبند درختانش بکر و آبستن·چو مریمی که نه معشوقه و نه شو دارد
- 7 هزار بار چمن را بسوخت و بازآراست·چه عشق دارد با ما چه جست و جو دارد
- 8 وجود ما و وجود چمن بدو زندهست·زهی وجود لطیف و ظریف کو دارد
- 9 چراست خار سلحدار و ابر روی ترش·ز رشک آن که گل سرخ صد عدو دارد
- 10 چو آینهست و ترازو خموش و گویا یار·ز من رمیده که او خوی گفت و گو دارد
ganjoor: sh933 · public domain