シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 945 対句 5 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۹۴۵

  1. به دوغ گنده و آب چه و بیابان‌ها حیات خویش به بیهوده چند فرسایید

G945:5

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 ندا رسید به جان‌ها که چند می‌پایید·به سوی خانه اصلی خویش بازآیید
  2. 2 چو قاف قربت ما زاد و بود اصل شماست·به کوه قاف بپرید خوش چو عنقایید
  3. 3 ز آب و گل چو چنین کنده ایست بر پاتان·بجهد کنده ز پا پاره پاره بگشایید
  4. 4 سفر کنید از این غربت و به خانه روید·از این فراق ملولیم عزم فرمایید
  5. 5 به دوغ گنده و آب چه و بیابان‌ها·حیات خویش به بیهوده چند فرسایید
  6. 6 خدای پر شما را ز جهد ساخته است·چو زنده‌اید بجنبید و جهد بنمایید
  7. 7 به کاهلی پر و بال امید می‌پوسد·چو پر و بال بریزد دگر چه را شایید
  8. 8 از این خلاص ملولید و قعر این چه نی·هلا مبارک در قعر چاه می‌پایید
  9. 9 ندای فاعتبروا بشنوید اولوالابصار·نه کودکیت سر آستین چه می‌خایید
  10. 10 خود اعتبار چه باشد به جز ز جو جستن·هلا ز جو بجهید آن طرف چو برنایید
  11. 11 درون هاون شهوت چه آب می‌کوبید·چو آبتان نبود باد لاف پیمایید
  12. 12 حطام خواند خدا این حشیش دنیا را·در این حشیش چو حیوان چه ژاژ می‌خایید
  13. 13 هلا که باده بیامد ز خم برون آیید·پی قطایف و پالوده تن بپالایید
  14. 14 هلا که شاهد جان آینه همی‌جوید·به صیقل آینه‌ها را ز زنگ بزدایید
  15. 15 نمی‌هلند که مخلص بگویم این‌ها را·ز اصل چشمه بجویید آن چو جویایید

ganjoor: sh945 · public domain