シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 949› 対句 17 ← 前へ
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۹۴۹
- برو به نزد خداوند شمس تبریزی فقیر او شو جانا غنا چه سود کند
G949:17
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 مرا وصال تو باید صبا چه سود کند·چو من زمین تو گشتم سما چه سود کند
- 2 ایا بتان شکرلب چو روی شه دیدم·مرا جمال و کمال شما چه سود کند
- 3 دلم نماند و گدازید چون شکر در آب·جمال ماه رخ دلربا چه سود کند
- 4 فلک ببست میان مرا ز فضل کمر·ولیک بیشه شهره قبا چه سود کند
- 5 هزار حیله کنم من دغا و شیوه عشق·چو شه حریف نباشد دغا چه سود کند
- 6 مرا بقا و فنا از برای خدمت اوست·مرا چو آن نبود این بقا چه سود کند
- 7 سقا و آب برای حرارت جگرست·جگر چو خون شد ای دل سقا چه سود کند
- 8 فلک به ناله شد از بس دعا و زاری من·چو بخت یار نباشد دعا چه سود کند
- 9 مگو چنین تو چه دانی بلا دریست نهان·خدای داند و بس کاین بلا چه سود کند
- 10 چو خونبهای تو ای دل هوای عشق ویست·مگو که کشته شدم خونبها چه سود کند
- 11 تو هان و هان به دل و دیده خاک این ره شو·چو خاک باشی باید علا چه سود کند
- 12 در آن فلک که شعاعات آفتاب دلست·هزار سایه و ظل هما چه سود کند
- 13 هما و سایهاش آن جا چو ظلمتی باشد·ز نور ظلمت غیر فنا چه سود کند
- 14 دلا تو چند زنی لاف از وفاداری·برو به بحر وفا این وفا چه سود کند
- 15 صفای باقی باید که بر رخت تابد·تو جندره زده گیر این صفا چه سود کند
- 16 چو کبر را بگذاری صفا ز حق یابی·بدانی آنگه کاین کبریا چه سود کند
- 17 برو به نزد خداوند شمس تبریزی·فقیر او شو جانا غنا چه سود کند
ganjoor: sh949 · public domain