シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 962 対句 3 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۹۶۲

  1. خدایا تو دانی که بر ما چه آمد خدایا تو دانی که ما را چه می‌شد

G962:3

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 سحر این دل من ز سودا چه می‌شد·از آن برق رخسار و سیما چه می‌شد
  2. 2 از آن طلعت خوش و زان آب و آتش·ز فرق سر بنده تا پا چه می‌شد
  3. 3 خدایا تو دانی که بر ما چه آمد·خدایا تو دانی که ما را چه می‌شد
  4. 4 ز ریحان و گل‌ها که روید ز دل‌ها·سراسر همه دشت و صحرا چه می‌شد
  5. 5 ز خورشید پرسی که گردون چه سان بد·ز مه پرس باری که جوزا چه می‌شد
  6. 6 ز معشوق اعظم به هر جان خُرَّم·به پستی چه آمد به بالا چه می‌شد
  7. 7 تعالی تقدس چو بنمود خود را·مقدس دلی از تعالی چه می‌شد
  8. 8 چو می‌کرد بخشش نظر شمس تبریز·به بینا چه بخشید و بینا چه می‌شد

ganjoor: sh962 · public domain