بخش ۴۷ - تتمهٔ اعتماد آن مغرور بر تملق خرس
熊のへつらいを信じた愚か者の物語の続き
- M2:2123 شخص خفت و خرس میراندش مگسوز ستیز آمد مگس زو باز پس
- M2:2124 چند بارش راند از روی جوانآن مگس زو باز میآمد دوان
- M2:2125 خشمگین شد با مگس خرس و برفتبر گرفت از کوه سنگی سخت زفت
- M2:2126 سنگ آورد و مگس را دید بازبر رخ خفته گرفته جای و ساز
- M2:2127 بر گرفت آن آسیا سنگ و بزدبر مگس تا آن مگس وا پس خزد
- M2:2128 سنگ روی خفته را خشخاش کرداین مثل بر جمله عالم فاش کرد
- M2:2129 مهر ابله مهر خرس آمد یقینکین او مهرست و مهر اوست کین
- M2:2130 عهد او سستست و ویران و ضعیفگفت او زفت و وفای او نحیف
- M2:2131 گر خورد سوگند هم باور مکنبشکند سوگند مرد کژسخن
- M2:2132 چونک بیسوگند گفتش بد دروغتو میفت از مکر و سوگندش به دوغ
- M2:2133 نفس او میرست و عقل او اسیرصد هزاران مصحفش خود خورده گیر
- M2:2134 چونک بی سوگند پیمان بشکندگر خورد سوگند هم آن بشکند
- M2:2135 زانک نفس آشفتهتر گردد از آنکه کنی بندش به سوگند گران
- M2:2136 چون اسیری بند بر حاکم نهدحاکم آن را بر درد بیرون جهد
- M2:2137 بر سرش کوبد ز خشم آن بند رامیزند بر روی او سوگند را
- M2:2138 تو ز اوفوا بالعقودش دست شواحفظوا ایمانکم با او مگو
- M2:2139 وانک حق را ساخت در پیمان سندتن کند چون تار و گرد او تند