بخش ۱۶۱ - نصیحت مبارزان او را کی با این دل و زهره کی تو داری کی از کلابیسه شدن چشم کافر اسیری دست بسته بیهوش شوی و دشنه از دست بیفتد زنهار زنهار ملازم مطبخ خانقاه باش و سوی پیکار مرو تا رسوا نشوی
戦士たちが彼に忠告した話。「お前のような心臓と胆力では、捕虜になった異教徒の目つきひとつで気絶し、短剣を落としてしまうだろう。だから、修道院の台所番に徹し、決して戦場に行くな。さもなければ、恥をかくだろう。」
- M5:3762 قوم گفتندش به پیکار و نبردبا چنین زهره که تو داری مگرد
- M5:3763 چون ز چشم آن اسیر بستهدستغرقه گشتی کشتی تو در شکست
- M5:3764 پس میان حملهٔ شیران نرکه بود با تیغشان چون گوی سر
- M5:3765 کی توانی کرد در خون آشناچون نهای با جنگ مردان آشنا
- M5:3766 که ز طاقاطاق گردنها زدنطاقطاق جامه کوبان ممتهن
- M5:3767 بس تن بیسر که دارد اضطراببس سر بیتن به خون بر چون حباب
- M5:3768 زیر دست و پای اسپان در غزاصد فنا کن غرقه گشته در فنا
- M5:3769 این چنین هوشی که از موشی پریداندر آن صف تیغ چون خواهد کشید
- M5:3770 چالش است آن حمزه خوردن نیست اینتا تو برمالی بخوردن آستین
- M5:3771 نیست حمزه خوردن اینجا تیغ بینحمزهای باید درین صف آهنین
- M5:3772 کار هر نازکدلی نبود قتالکه گریزد از خیالی چون خیال
- M5:3773 کار ترکانست نه ترکان بروجای ترکان هست خانه خانه شو